أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
307
قانون ( فارسى )
آب فرونرود - كه در آن حالت حرارت جمع مىشود - نيرو فزونى مىيابد ، نبض اندكى درشت مىشود و از سرعت و تواترش كاسته مىگردد . آب گرمابهها اگر از نوعى باشد كه خشكى مىدهد بر سختى نبض مىافزايد و از درشتى آن مىكاهد . آبهاى گرمىدهنده سرعت نبض را افزايش مىدهند . حالتى كه گداختن نيرو را سبب مىگردد سابقا به تفصيل ذكر شد . فصل پانزدهم - نبض زنان باردار زن باردار براى خود و براى جنينى كه در شكم دارد به استنشاق هوا نيازمند است . استنشاق هوا براى وى بايد نسبت به حالت معمولى دوچندان باشد . از اين روى تن وى به نبض زياد نياز دارد . شكى نيست كه در تن زن باردار نيرو رو به افزايش نيست و زيادهم به كاستى نمىرود ، فقط باندازهاى كاهش مىيابد كه بار گران درونش اقتضا مىكند و آن تا اندازهاى ناچيز و اندك است . از اين روى مىتوان گفت كه زن باردار نيروى معتدل دارد و در او نياز به نبض زياد است ، به اين جهت نبض وى درشت و سريع و پياپى مىزند . فصل شانزدهم - نبض دردمندان درد نبض را در سه حالت تغيير مىدهد : اگر درد شديد باشد ، در اندام اصلى پيدا شود و مدت زيادى دوام داشته باشد ، در آغاز پيدايش نيرو را براى مقابله و دفاع برمىانگيزد ، در آن حالت حرارت زبانه مىكشد و در نتيجه نبض درشت يا سريع و بسيار متفاوت مىگردد ، زيرا در اين حالت نياز به نبض بزرگ و سريع زياد است . اگر درد به حدى برسد كه نيرو را از تاثير بازدارد - همچنانكه سابقا گفتيم - نبض به هزيمت و عقبنشينى ناچار مىگردد و درشتى و سرعت را از دست مىدهد و بجاى آن نخست بتواتر زياد دچار مىگردد ، بعد كوچك مىشود و سپس گرم مىگردد و سرانجام مورچهاى مىشود . اگر درد همچنان رو بفزونى باشد تفاوت نبض به حدى مىرسد كه بمرگ مىانجامد . فصل هفدهم - تاثير ورمها بر نبض ورمها از حيث تاثيرشان بر نبض به دو قسمت اصلى تقسيم مىشوند : الف - ورمهائى كه با تب همراهند و آن در حالتى است كه ورم بزرگ است و يا بر اندام اصلى و ارزنده پيدا شده است . اين نوع ورم نبض را در سراسر بدن تغيير مىدهد ، منظور من تغييرى است كه از تب منشاء مىگيرد و در جاى خود آن را شرح خواهم داد .